سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
پورپیرار و صدام حسین! - شکوه ایران در تاریخ
هرکه بر اساس دین، دوستی نکند و بر اساس دین، دشمنی نکند، دین ندارد . [امام صادق علیه السلام]

پورپیرار و صدام حسین! - شکوه ایران در تاریخ

جستجو در وبلاگ:
Powerd by: Parsiblog ® team. ©2006

پورپیرار و صدام حسین!(دوشنبه 4 دی 85 ساعت 9:50 صبح )
عجیب است که ناصر پورپیرار در نوشته های خود شرم و حیا را کنارزده و سخت دشمن هرکس و آثاری است که با تاریخ ایران و فرهنگ این سرزمین مرتبط است. ناصر پورپیرار این به اصطلاح استاد نابغه و دگراندیش، در دیدگاههای خود شخصیتهای فرهنگی وتاریخی ایران را از ابتدای تاریخ مکتوب این سرزمین تا زمان معاصر با شدیدترین الفاظ مسخره می کند. از دیدگاه این شخص هر آنکس که در طول تاریخ به عنوان شخصیت مشهور مانند ادیب، شاعر، نویسنده، سردار بزرگ، مردی انقلابی یا پادشاهی قدرتمند و ... میزیسته است، مزدور، جیره خوار و آلت دست یهودیان و جاعل تاریخ کهن و تمدن آن بوده و باید همه آثار و کتابهای برجامانده از او را از میان برد!


ناصر پورپیرار در هنگام اشاره به فاجعه مغولان که جنایات وحشتناک آنها در کتابها و مدارک متعدد و معتبرذکر شده است ، سعی دارد این فاجعه را بی اهمیت جلوه دهد. او در پاسخ کسانی که از او می پرسند چگونه واقعه ای موهومی و مبهم را بنام پوریم از فجایع حمله مغولان، قتل عام های تیمور لنگ و... بسیار وحشتناکتر می داند تلاش   می کند ذهن خوانندگان را منحرف کرده و می گوید که آمدن مغولها، هجوم تیمور لنگ و... باعث پرورش فرهنگ و تمدنی علاوه بر فرهنگها و تمدنهای قبلی عربها و ترکان به این سرزمین شده و بنابراین فجایع و جنایت های آنان را باید حتماً به فال نیک گرفت!! ما نمی دانیم که از دیدگاه این استاد کبیر!! چنگیز خان و تیمور لنگ را چگونه باید معرفی نمود و نمی دانیم که آیا آنها قهرمانان بزرگ تاریخ هستند یا مردانی الهی که وظیفه ما این است که برای آمرزش روح آنان روزی چند بار دعا کنیم!!


استاد تاریخدان ما هر کشور بیگانه ای را که با این سرزمین سردشمنی و ستیز داشته است می ستاید. از دیدگاه او امپراتوری عثمانی بعنوان حکومتی دارای قدرت باشکوه و تمدن عظیم اسلامی پیشرفته بوده که میرفت قاره اروپا را تسخیر کرده و به دین اسلام مشرف نماید. جالب اینجاست که حضرت استاد درباب تمدن و تاریخ عثمانی بسیار تلاش می فرمایند ذهن مخاطبان را منحرف نموده و نفوذ فرهنگ و تمدن ایرانی را در ایجاد مظاهر این امپراتوری و از جمله زبان و ادبیات فارسی نادیده بگیرد. حضرت استاد درباب این امپراتوری تنها جنبه نژادی سران عثمانی (یعنی نژاد ترک) را در نظر میگیرد و سخت تلاش می کند حس تجزیه طلبی برخی از گروههای قومی را برانگیزد. ما حقیقتاً


حضرت ناصر پورپیرار از این واقعیتهای مسلم تاریخی غافل هستند که هر بیگانه ای که در طول تاریخ به قصد نابودی ایران، هویت این سرزمین و زبان فارسی به این کشور تاخته و فجایع ناگواری را به راه انداخته است سرانجام خود یا جانشینانش روزی به خود آمدند متوجه شدند لباس ایرانی بر تن دارند، همسر ایرانی گرفته و چاره ای ندارند که به « زبان فارسی» سخن بگویند و سرانجام خود و فرزندانشان را یک « ایرانی» بنامند.


استاد دگراندیش ما درباره وقایع تاریخ معاصر این کشور هم نظرات ویژه ابراز می دارند. از دیدگاه ایشان نام خلیج جنوبی ایران خلیج فارس نیست و همه نقشه های تاریخی موجود را که نام این خلیج در آن آشکارا بانام «پارس» مرتبط است، دروغین و جعل شده توسط یهودیان یا جیره خواران آنها می دانند! می فرمایند که باید نام این خلیج را هر چه سریعتر عوض کرد و بهتر است نام را به « خلیج عربی» تبدیل ساخت!! احتمالاً استاد عزیز یک اندیشه دیگر هم در سر دارند و آن اینست که نام « ایران » را هم باید تغییر داد. زیرا این نام پیوند محکمی با واژه « آریا » دارد و استاد این نظر را هم داده اند که قومی بنام قوم « آریا» هرگز در تاریخ وجود نداشته است. البته استاد بسیار ارجمند فعلاً مصلحت نمی بینند که درباره آن سخن بگویند!



و اما نظریه او درباره نزدیک ترین شخصیت معاصر دشمن این سرزمین یعنی « صدام حسین» واقعاً شنیدنی است. همه ما صدام حسین را می شناسیم و خاطرات هشت سال دفاع مقدس را که با یورش همه جانبه ارتش این بعثی به این سرزمین آغاز شد، به یاد داریم. بنابراین تاریخ هشت سال دفاع دلیرمردان این سرزمین از این آب و خاک و شهادت بسیاری از آنان نه دروغ و افسانه است و نه جعل یهودیان ( خوانندگان مستحضر هستند که جناب پورپیرار همه مدارک تاریخی درباره رویدادهای پرافتخار این سرزمین را دروغ و جعل یهودیان می دانند)!



« قهرمان خلق عرب و مردم شرق میانه» میداند که هدف او « مبارزه با صهیونیسم و غرب» بود. از دیدگاه ایشان صدام حسین « مبارزی است که حقوق ملی و منطقه ای را به میل و کیل یهودیان نفروخت.» این عین عبارتی است که حضرت استاد کبیر تاریخ!!! درباره صدام در وبلاگ خود نوشته است:


« ... به گمان من، صدام یک قهرمان مقاومت اسلامی در برابر صهیونیسم و اگر کشته شود مانند اسیر کافران، یک شهید است.» !!



و جالب تر اینکه حضرت پورپیرار چنان سعی می کند مدافع سینه چاک صدام شده که در این راه کاسه داغ تر از آش هم می شود و آدمی گمان می کند که ناصر پورپیرار یک « تکریتی » یا از رفیقان یا دوستان نزدیک صدام حسین بوده است!! شاید هم ایشان نسبتی با صدام دارند و آنرا رو نمی کنند! این هم عین عبارتی دیگر از او :


« آن شوی کثیف آمریکایی صهیونیستی کشف مخفیگاه صدام را فقط گولان و احمقان و کینه توزان بیگانه با فرامین و فراخان های تاریخ، باور کرده اند. صدام در مرکز بغداد و به هنگام ادای نماز مغرب دستگیر شد.» !!



» frn
»» نظرات دیگران ( نظر)
اوقات شرعی

بازدیدهای امروز: 3 بازدید
بازدیدهای دیروز: 4 بازدید
مجموع بازدیدها: 2006 بازدید
[ صفحه اصلی ]
[ پست الکترونیک ]
[ پارسی بلاگ ]
[ درباره من ]

پورپیرار و صدام حسین! - شکوه ایران در تاریخ
frn[4]
» فهرست موضوعی یادداشت ها «
پورپیرار و ایران ستیزی[4] .
» آرشیو یادداشت ها «
مقالات درباره پورپیرار [3]
» اشتراک در خبرنامه «